زمان:۱۵ ژولای سال ۱۸۰۴
مکان: شکم نهنگ عظیمالجثه
در تاریکی مطلق این دو موجود آتش روشن کردهاند. نهنگ عظیمالجثه خشمگین شده، بالا و پایین میپرد. همهچیز در هم میریزد و قایق چوبی آن دو موجود میشکند.
پیرمرد:«پینوکیو خودتو نجات بده…»
زمان: ۳ روز بعد
مکان: دهکده ساحلی
بالاخره پینوکیو از دهان نهنگ عظیمالجثه بیرون آمد و به هر زحمتی که شده بود خودش را به دهکده ساحلی رساند. او از چوبی بودن خسته شده است. تصمیم میگیرد هر جور شده پری مهربان را پیدا کند.
زمان:همان شب
مکان: تختخواب پینوکیو
چشمهایش را باز میکند. باور کردنش مشکل است، اما واقعا دارد به پری مهربان واقعی نگاه میکند.
پری مهربان:«چون تو پسر خوبی بودی تصمیم گرفتم بیام و آدمت کنم.»
پینوکیو:«شما همیشه لطف دارین، من واقعا لذت میبرم…»
پری مهربان:«آره، میدونم… منم از خدامه که تو آدم بشی تا من از این داستان بیام بیرون و برم دنبال یه شغل نون و آبدار. اما خب وظیفهی من حکم میکنه که قبل از این که آدمت بکنم، کاملا مطمئن بشم که تو لیاقت آدم شدن رو داری. برای همین ازت چند تا سوال میکنم و تو باید همه رو به دقت جواب بدی.»
و بعد از موافقت از پینوکیو، پری مهربان ادامه داد:…
توضیح:
« در صفحه شطرنجی n×n حداکثر چند تا مهرهی فیل میشه قرار داد، به طوریکه هیچ دو تایی از اونها همدیگر را تهدید نکنن؟»
پری مهربان k تا سوالاین مدلی از پینوکیو پرسید. به پینوکیو کمک کنین تا زودتر آدم بشه!
در سطر اول فایل ورودی 1≤k≤100، تعداد سوالهای این تیپی پرسیده شده از پینوکیو آمده است. سپس در k سطر بعدی، در سطر i+1 ام (1≤i≤k) یک عدد 1≤ni≤10100 آمده است که اندازهی صفحهی شطرنج مربوط به سوال i ام است.
شما باید در فایل خروجی در k سطر جواب سوالهای پرسیده شده از پینوکیو را بنویسید. عدد نوشته شده در سطر i ام باید جواب سوال باشد: «در صفحهی شطرنج ni×ni حداکثر چند مهرهی فیل میتوان قرار داد، بهطوری که هیچ دو تایی از آنها همدیگر را تهدید نکنند؟»