حسام یک دستکش آبی در دست راست و یک دستکش قرمز در دست چپ خود دارد. پیام و حسام یک عدد طبیعی n انتخاب میکنند (n≥2)؛ سپس حسام یک عدد طبیعی k برمیگزیند که 1≤k≤n باشد و پیام باید k را بفهمد. در هر مرحله پیام میتواند یکی از دو پرسش زیر را از حسام بپرسد:
حسام در هر پرسش، یکی از دو پاسخ «قرمز» یا «آبی» را میگوید. پرسشهای پیام را به ترتیب با شمارههای 1,2,…,q شمارهگذاری کنید. روش پاسخگویی حسام به این صورت است که او پاسخ k پرسش نخست پیام را به طور دلخواه میدهد (دروغ یا راست)؛ سپس به ازای هر i>k، در پاسخ پرسش شمارهی i، پاسخ درست پرسش شمارهی i−k را میدهد. توجه کنید پاسخ k پرسش نخست به صورت دلخواه داده میشود و حسام هیچ روش از پیش تعیین شدهای برای پاسخگویی به آن ندارد.
توجه کنید پیام دستکشهای حسام را میبیند و همچنین از روش پاسخگویی حسام آگاه است؛ امّا k را نمیداند و با توجه به پاسخهای حسام باید آن را بفهمد. کمینهی تعداد پرسشهایی که پیام باید بپرسد تا به طور تضمینی k را بفهمد، چیست؟ پاسخ را بر حسب n بیابید.
پاسخ
ثابت میکنیم پاسخ برابر n+1 است.
ابتدا ثابت میکنیم پیام روشی تضمینی با کمتر از n+1 پرسش ندارد. از برهان خلف استفاده میکنیم. فرض کنید پیام با m≤n پرسش به هدف خود رسیده است. اگر پاسخ حسام برای پرسش آخر برابر با پاسخ درست پرسش نخست شده باشد، در این صورت اگر m=1 باشد، مقدار k میتواند هر یک از اعداد 1,2 و اگر m≠1 باشد، مقدار k میتواند هر یک از اعداد m یا m−1 (و حتّی اعدادی دیگر) باشد. پس پیام نمیتواند به طور یکتا k را تشخیص دهد که تناقض است و حکم اثبات میشود. ◼
حال ثابت میکنیم پیام میتواند با حداکثر n+1 پرسش به هدف خود برسد. پیام در پرسش نخست خود رنگ دستکش دست راست حمید و در بقیهی پرسشها رنگ دستکش دست چپ او را میپرسد. ادّعا میکنیم پس از این n+1 پرسش k به طور یکتا تعیین میشود. از برهان خلف استفاده میکنیم. فرض کنید این طور نباشد؛ یعنی دست کم دو عدد مثل p,q وجود دارند که مقدار k میتواند برابر با آنها باشد. بدون از دست دادن کلیت مسئله فرض کنید p>q باشد. از آنجایی که q نامزدی برای k است، پس پاسخ پرسش q+1 باید آبی و پاسخ پرسشهای q+2,q+3,…,n+1 باید قرمز باشد؛ بنابراین پاسخ پرسش p+1 نیز قرمز است؛ زیرا p+1≥q+2. از طرفی p نیز نامزدی برای k است؛ پس پاسخ پرسش p+1 باید آبی باشد. این یک تناقض است و حکم ثابت میشود.